تبلیغات
ردپای خیس من - گلودرد -2
جمعه 21 تیر 1392

گلودرد -2

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :خاطرات من ،

دکتر برام پنی سیلین نوشته بود. تو دلم همش دعا دعا میکردم که بهش حساسیت داشته باشمو نزنم. راستش خیلی میترسیدم!
خالم بلده آمپول بزنه. اومد خونمون که برام بزنه.
قرار شد اول خودم تست کنم اگه حساسیت نداشتم بعد بزنم.

اومدم تست کنم حواسم نبود باید رقیق شه همینجوری زدم زیر پوستم. تا چن سانتیش قرمز شد، منم از خدا خواسته گفتم حساسیت دارمو نزدم. اینجوری از زیر بار درد پنی سیلین یه میلیونو دویست در رفتم!
فرداش رفتم به دکتر گفتم حساسیت داشتم نزدم!
گفت بیخود! الان دیگه تست چنی سیلین منسوخ شده باید بزنیش!

بعد از کارم تو اتاق عمل رفتم تو بخش و به یکی از پرستارا گفتم برام بزنه. اول تست کرد 15 دیقه صبر کردیم دیدم حساسیت ندارم، این بار دیگه نشد در برم.
ولی خدا خیرش بده این همکارم انقد خوب زد که فکرشم نمیکردم. عالی بود


** نمیدونم چرا واسه من انقد تزریق عضلانی سخته.

ولم کنی میلیون بار براحتی رگ میگیرم و تزریق وریدی میکنم. اما موقع تزریق عضلانی غصه م میشه. همیشه میترسم که بزنم تو سیاتیک. جاشم هزار بار چک میکنم اما بازم میترسم نمیدونم چرا


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.