تبلیغات
ردپای خیس من - گهی زین به پشت و گهی پشت به زین -2
دوشنبه 2 بهمن 1391

گهی زین به پشت و گهی پشت به زین -2

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :خاطرات من ،

به هیچ وجه یادم نمیاد که چطور بیهوش شدم! از یه طرف اثر داروی مخدر آدمو یه جورایی نعشه میکنه و از طرف دیگه داروی میدازولام اجازه نمیده چیزی یادت بیاد!
تنها چیزی که یادمه اینه که دوستم توی ریکاوری اسممو صدا زد و من چشامو باز کردم!
فقط یه تصویر، یه خاطره ی خیلی مبهم از ریکاوری یادمه که کلاهمو از سرم درمیوردم!
خلاصه وقتی درست به هوش اومدم که رفته بودم تو بخش و دخترخالم که بعنوان همراه باهام اومده بود بهم آبمیوه داد بخورم!

نمیدونم میتونم دقیقاً حسمو توصیف کنم یا نه؟
یه احساس آرامش و سبکی خیلی عمیقی داشتم! احساس میکردم خیلی راحتم و خودمم میدونستم اینا همه از اثرات بیهوشیه!
البته باید اضاقه کنم از اقرات پروپوفوله! این دارو خیلی سبک و خوبه و سریع و راحت از بدن دفع میشه!

جالبه که هیچوقت فکر نمیکردم اثر این داروها انقدر جالب باشه! واقعاً تجربه ی بینظیری بود بیهوشی!
بعدنا از دوستم که بیهوشم کرده بود پرسیدم وقتی کارایی که کرده بودم و حرفایی که زده بودم رو واسم تعریف میکرد از تعجب چشمام گرد شده بود! باورم نمیشد هیچی بادم نیاد!
واقعاً اونجا بود که فهمیدم چقد داروهای بیهوشی مهم و البته مفید هستن!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.