تبلیغات
ردپای خیس من - از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت
جمعه 17 شهریور 1391

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :عمومی ،زمزمه های عاشقی ،

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت (بخشی از كتاب بابا لنگ دراز اثر جین وبستر)

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.

دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...

جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.

هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.

پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

دوستدار تو : بابالنگ دراز


POORIYA
جمعه 31 شهریور 1391 10:28 ب.ظ
SALAM
chand vaghti az daste ma rahat bodid....mage na? vali be yadeton bodam
karam ziyad bod
sharmandehhhhhhhmatalebe jadid ro khondam ziba bod

mersiiii bazam sar mizanam
gol nadashti vasat bezaram(khodam golam)
eradatmande shoma POORIYA
mrfallah
جمعه 24 شهریور 1391 01:17 ب.ظ
جالب وبحث برانگیز بود ممنون
masi
چهارشنبه 22 شهریور 1391 11:53 ب.ظ
سلام مرجان عزیزم ،ممنون از پست زیبات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.