تبلیغات
ردپای خیس من - وسط گردباد!
جمعه 10 شهریور 1391

وسط گردباد!

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :خاطرات من ،

چن وقت پیش بود که داشتیم از مسافرت برمیگشتیم تو جاده قم بودیم و من داشتم با سرعت 110 رانندگی میکردم.
از دور توجهمون به یه گردباد تو سمت راست جاده جلب شد که میچرخید و بزرگ میشد.
یاد گردبادای خارجیا افتادم. تا حالا یه گردبادو از نزدیگ ندیده بودم.
گردباده هر لحظه بزرگتر میشد و از طرفی به جاده ام داشت نزدیک میشد. پیش خودم گفتم با این سرعتی که من دارم ردش میکنم و بعدش گردباد به جاده میرسه.
با این نیت داشتم با همون سرعت رانندگی میکردم که دیدم گردباد به جاده رسید و من دیگه نمیتونستم کاری بکنم که نریم تو دل گردباد!
با همون سرعت رفتیم وسط گردباده!
خیلی حس بدی بود احساس میکردم هر آن ممکنه ماشین بره رو هوا. درست مثل گردبادای امریکایی که تو تویزیون دیده بودم.
ولی 2 ثانیه بعد  که رفتیم تو گردباده یه نیروی خیلی قوی ماشین رو هل داد. یه جوری که هممون حس کردیم باد داره ماشینو میبره! خیلی ترسیده بودم. فقط خدا رو شکر ماشین یه کم منحرف شد ولی نرفت رو هوا!

خلاصه خطر از بیخ گوشمون رد شد ولی قشنگ حس کردم که اون خونه ها و ماشینایی که میرن تو گردباد با یه نیروی وحشتناکی مواجه میشن!


masi
دوشنبه 13 شهریور 1391 06:53 ب.ظ
سلام خداروشکر که بخیر گذشت براتون و سلامت هستید
پاسخ یه دختر ... : mersi
mrfallah
یکشنبه 12 شهریور 1391 12:51 ب.ظ
سلام اون گرد بادا خدا رو شکر تو ایران نیستند اما اگه بود واقعا وحشتناک میشد هر چند بجاش زلزله رو داریم اگه یک روزی تو تهران زلزله بیاد خدا به داد تهرانیا برسه خدا خودش رحم کنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.