تبلیغات
ردپای خیس من - alone
شنبه 14 مرداد 1391

alone

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :طعنه ،

این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم… شاید از این تنهایی خلاص شدم


سفربخیر
سه شنبه 28 شهریور 1391 06:06 ب.ظ
سلام
نمیدونم اینکه این پست رو گذاشتین واقعا احساس تنهایی می کردین یا اینکه فقط از جمله ش خوشتون اومده بود و زیادم نشون دهنده حس واقعیتون نبود...
اما راستش وقتی این پست رو خوندم احساس کردم باید بهتون بگم که مدتهاست شما رو می خونم و از نوشته هاتون لذت می برم. بدونین که مثل یه دوست خاموش با شما بودم و از شادی ها و غمهای شما شاد و غمگین می شدم.
شاید مثل منی زیاد دور و برتون باشن و این جور حرفا دوای تنهایی شما نباشن ولی شاید بتونم به عنوان یه اتفاق جدید هرچند کوتاه به امروز شما یه تنوعی داده باشم.
منم مث شما گاهی خیلی احساس تنهایی می کنم ولی فک کنم همه خانما از لحاظ فیزیولوژیک این شلکی باشن... نه؟
به هر حال امیدوارم همیشه شاد باشین و موفق
پاسخ یه دختر ... : مرسی
همه ی آدما یه جورایی تنهایی رو تجربه کردن نه فقط خانوما. اما این خانوما هستن که بیشتر بهش اهمیت میدن. در کل به نظر من تنهایی ها با هم متفاوته!
من همه ی مطالب وبلاگم حرف دلمه!
masi
دوشنبه 16 مرداد 1391 11:26 ب.ظ
سلام موافقم بسیار زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.