تبلیغات
ردپای خیس من - دلتنگی
دوشنبه 28 آذر 1390

دلتنگی

   نوشته شده توسط: یه دختر ...    نوع مطلب :خاطرات من ،

این روزا عجیب دلتنگم...
دلتنگی عذاب آورترین حس دنیاست!
دلتنگم..........
دلتنگ کسیکه فقط می تونم دعا کنم شب بیاد به خوابم و این عذاب رو یه کمی تسکین بده...
این روزا بغضمو قورت میدمو زیر لب میگم یه حمد می خونم با 3 تاره قل هو ا...!!!
کاشکی یه کم دلتنگیم کم شه...
کابوس شب و روزم یه تابوته که وقتی بغلش کردم درش باز شد. یه پارچه سیاه و بعد من اونقدر ترسیدم که با جیغ و داد خواستم از کنارش فرار کنم.
بغضمو قورت میدم اما اشکام سمجن...
یگانه تکیه گاه بی همتای زندگیم، بابای بی نظیرم ببخش که ترسیدم! ببخش که طاقت نیووردم ببینم اونکه جلو رومه و دیگه نفس نمی کشه بابامه....


افسوس...
روحت شاد


لمس دل
دوشنبه 12 دی 1390 06:21 ب.ظ
عزییییییزممممم.........
عادت ندارم این کلمه رو به هر کسی بگم.... اما گفتم به تو!
آرزو می کنم آروم باشی با یاد خدا.... چون خدا سر حرفاش هست و گفته دل آرام نگیرد جز با یاد خدا....
پاسخ یه دختر ... : ممنونم عزیزم
سه شنبه 29 آذر 1390 01:15 ق.ظ
فقـط بگو ،

چگونه رفتن و نبودنت را باور کنم ؟ ؟

وقتی آغوش من هنــــــوز .....

بوی بودن ات را میدهد ؟

دوست عزیز واقعن که دلتنگی سخت ترین حس دنیاست
برات طلب صبر دارم
ایشالا که همیشه شاد باشی
پاسخ یه دختر ... : ممنون
سه شنبه 29 آذر 1390 01:12 ق.ظ
هیچ کس برای من
تو - نمی شود..!!
هرچقدر سعی می کنم حرف بزنم تا خالی شوم..
بازهم می بینم تا - تو - شنونده ام نباشی..
حرف هایم بیشتر می شود..!
هرچقدر اشک بریزم
باز هم ...
دلم بیشتر می گیرد..!!
بی تو ...
ای پدر

عزیزم خدا پدرت رو رحمت کنه
یادش گرامی
پاسخ یه دختر ... : ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.