جمعه 7 بهمن 1390
هم نشینی قنات و مترو!
امروز وقتی داشتم از مترو پیاده میشدم چشمم خورد به آبی که درست زیر قطار و کنار اون قسمت نارنجی با سرعت جریان داشت.
خیلی تعجب کردم و پیش خودم گفتم آب کنار برق فشار قوی خطرناکه!
خلاصه از سر کنجکاوی رفتم و از یکی از مامورای ایستگاه پرسیدم.
گفت قناته. نمی تونن کاریش بکنن و این راهشه.
گفتم خوب برق چی؟
گفت برق خیلی پایین تر از اینجاییه که شما میبینید بعد سیستم یه سنسوری داره که اگر آب بهش بخوره برق کلی رو قطع میکنه. این آب کاری به برق نداره!
امیدوارم اینطوری باشه وگرنه خطر زیادی داره!
خیلی تعجب کردم و پیش خودم گفتم آب کنار برق فشار قوی خطرناکه!

خلاصه از سر کنجکاوی رفتم و از یکی از مامورای ایستگاه پرسیدم.

گفت قناته. نمی تونن کاریش بکنن و این راهشه.

گفتم خوب برق چی؟
گفت برق خیلی پایین تر از اینجاییه که شما میبینید بعد سیستم یه سنسوری داره که اگر آب بهش بخوره برق کلی رو قطع میکنه. این آب کاری به برق نداره!

امیدوارم اینطوری باشه وگرنه خطر زیادی داره!

پنجشنبه 6 بهمن 1390
دانشجووووووو
ای بابا دانشجو مگه گناه کرده؟
همه آدما که از اول لیسانسه و دکتر بدنیا نیومدن!
همه باید دورههایی رو بگذرونن، تئوری بخونن و بعد عملی انجام بدن که یه چیزی بشن دیگه!
مخصوصاً تو رشته های پزشکی و پیراپزشکی آدم تا کار رو انجام نده واقعاً هیچی یاد نمیگیره!
یادمه اوایل کارآموزیام بودو ترم 2 بودم. رفته بودیم بیمارستان بوعلی.
دقیقاً یادمه که سر در بیمارستان نوشته آموزشی. خوشبختانه اکثر مریضا درک می کردن و اجازه میدادن ما کارمونو بکنیم. ولی یه مریض بود که اصلاً نمیذاشت.
وقتی ما میرفتیم سمتش داد و بیداد میکردو نمیذاشت ما بهش دست بزنیم.
آخر سر دوستم بهش گفت وقتی از در بیمارستان اومدی تو ندیدی نوشته آموزشی؟
این بیمارستان مال دانشگاه ماست. ماهام اینجا قاتل نیستیم!
از نظر من دانشجوها خیلی بیشتر از پرسنل هم دقت می کنن. منکه خودم اونطوری بودم!
حالا چن وقت پیش تو کیلینیک یه خانومی برای عمل زیبایی شکم اومده بود. تا از در اتاق اومد تو برگشت به من گفت دانشجویی؟؟؟؟؟
تقریباً شاخ درآوردم و بدم هم اومد. گفتم نخیر!
متاسفانه مردم ما یه جوری رفتار میکنن انگار دانشجو قاتله.
و اصلاً به این فکر نمی کنن بابا این همه دکتر بالاخره یه روزی دانشجو بودن دیگه!
نکنید ... یه کم فرهنگ داشته باشید. یه دانشجو تا وقتی داره کار یاد میگیره یه نفر بالا سرش هست که خراب کاری نکنه!

همه آدما که از اول لیسانسه و دکتر بدنیا نیومدن!

همه باید دورههایی رو بگذرونن، تئوری بخونن و بعد عملی انجام بدن که یه چیزی بشن دیگه!
مخصوصاً تو رشته های پزشکی و پیراپزشکی آدم تا کار رو انجام نده واقعاً هیچی یاد نمیگیره!

یادمه اوایل کارآموزیام بودو ترم 2 بودم. رفته بودیم بیمارستان بوعلی.
دقیقاً یادمه که سر در بیمارستان نوشته آموزشی. خوشبختانه اکثر مریضا درک می کردن و اجازه میدادن ما کارمونو بکنیم. ولی یه مریض بود که اصلاً نمیذاشت.

وقتی ما میرفتیم سمتش داد و بیداد میکردو نمیذاشت ما بهش دست بزنیم.

آخر سر دوستم بهش گفت وقتی از در بیمارستان اومدی تو ندیدی نوشته آموزشی؟
این بیمارستان مال دانشگاه ماست. ماهام اینجا قاتل نیستیم!

از نظر من دانشجوها خیلی بیشتر از پرسنل هم دقت می کنن. منکه خودم اونطوری بودم!
حالا چن وقت پیش تو کیلینیک یه خانومی برای عمل زیبایی شکم اومده بود. تا از در اتاق اومد تو برگشت به من گفت دانشجویی؟؟؟؟؟

تقریباً شاخ درآوردم و بدم هم اومد. گفتم نخیر!

متاسفانه مردم ما یه جوری رفتار میکنن انگار دانشجو قاتله.
و اصلاً به این فکر نمی کنن بابا این همه دکتر بالاخره یه روزی دانشجو بودن دیگه!
نکنید ... یه کم فرهنگ داشته باشید. یه دانشجو تا وقتی داره کار یاد میگیره یه نفر بالا سرش هست که خراب کاری نکنه!
سه شنبه 4 بهمن 1390
شخصیت مشاور
یکی از ویژگی های شخصیتی من اینه که دوستام بهم اعتماد کامل دارن و تقریباً اکثر حرفاشونو بهم میگن و یا اگر مشکلی دارن ازم کمک میگیرن و یه جورایی شخصیت مشاور دارم!
اعتراف می کنم...
که این دفعه من خودم به یه شخصیت مشاور نیاز دارم که کمکم کنه!
این چند وقته یه اتفاقاتی افتاده که نیاز دارم با یه نفر مشورت کنم! یه نفر که مثل خودمه باشه!
اعتراف می کنم...
که این دفعه من خودم به یه شخصیت مشاور نیاز دارم که کمکم کنه!
این چند وقته یه اتفاقاتی افتاده که نیاز دارم با یه نفر مشورت کنم! یه نفر که مثل خودمه باشه!
دوشنبه 3 بهمن 1390
زمان امتحانا!
آخ که چقدر بده ...
تو زمان امتحانا برنامه های تلویزیون به طرز وحشتناکی جذاب میشن............
من شخصا در زمان امتحانا خطبه های نماز جمعه قم رو هم میبینم..........
احساس میکنم امتحانا داره به اینترنتم لطمه میزنه....
برگرفته از
http://midnightcofee.blogfa.com/
شنبه 1 بهمن 1390
20 یا 18؟
من یه مدل خاصی برای درس خوندن دارم!
باید درسمو تند تند بخونم و بجاش با تکرار درسو خوب حفظ میشمو می فهمم.
همیشه سعی می کنم برای 20 درس بخونم تا 20 شم!
خیلیا میان میگن برای 20 درس بخون تا حداقل 18 شی!
یکی از دوستای من ترم پیش موقع امتحانا می گفت من در حد 10 خوندم و عجیب اینکه پایان ترم نمره ی اون درسش شد 9!
شما برای چه نمره ایی درس می خونید؟
یه استادی داشتیم که حرفاش قد یه دنیا ارزش داشت!
می گفت هیچ وقت برای 20 درس نخونید و بگین بلکه 18 شم! چون همون 18 چه بسا کمترم بشین!
اصلاً پیش خودتون نگین 18 میشم! همیشه بگین برا 20 میخونم که 20 شم!
چون وقتی میگین برا 20 می خونم که 18 شم ذهن شما در واقع روی اون 18 قفل می کنه نه 20! پیش خودش میگه اینکه انتظار داره 18 بشه چرا بذارم 20 بشه و دقیقاً همین اتفاق هم میوفته!
قدرت ذهن یه چیزی فرای تصور ماست و بدونیم و مطمئن باشیم قویترین قدرت جهان ذهن انسانه نه چیز دیگه!
باید درسمو تند تند بخونم و بجاش با تکرار درسو خوب حفظ میشمو می فهمم.

همیشه سعی می کنم برای 20 درس بخونم تا 20 شم!
خیلیا میان میگن برای 20 درس بخون تا حداقل 18 شی!
یکی از دوستای من ترم پیش موقع امتحانا می گفت من در حد 10 خوندم و عجیب اینکه پایان ترم نمره ی اون درسش شد 9!

شما برای چه نمره ایی درس می خونید؟
یه استادی داشتیم که حرفاش قد یه دنیا ارزش داشت!
می گفت هیچ وقت برای 20 درس نخونید و بگین بلکه 18 شم! چون همون 18 چه بسا کمترم بشین!

اصلاً پیش خودتون نگین 18 میشم! همیشه بگین برا 20 میخونم که 20 شم!
چون وقتی میگین برا 20 می خونم که 18 شم ذهن شما در واقع روی اون 18 قفل می کنه نه 20! پیش خودش میگه اینکه انتظار داره 18 بشه چرا بذارم 20 بشه و دقیقاً همین اتفاق هم میوفته!

قدرت ذهن یه چیزی فرای تصور ماست و بدونیم و مطمئن باشیم قویترین قدرت جهان ذهن انسانه نه چیز دیگه!
شنبه 1 بهمن 1390
Love
Love is…

sending her a “love fax”.
Love is…

sitting up all night a sick child.
Love is…

when your future is crystal clear

sending her a “love fax”.
Love is…

sitting up all night a sick child.
Love is…

when your future is crystal clear
جمعه 23 دی 1390
ترس از شنا
یادمه اولین باری که پامو تو استخر گذاشتم یه ترس عجیبی تو وجودم بود. ترس از مردن، خفه شدن...
رو همین حساب اون وقتا که با مامانم میرفتم استخر و چیزی بلد نبودم همش یه گوشه استخر بودمو دستمو گرفته بودم به میله و الکی دست و پا میزدم!
از دیدن بقیه حسرت می خوردم اما ترسمم اجازه نمیداد پامو از کف استخر بلند کنم یا دستمو از میله ها ول کنم.
مامانمو میدیدم که چقد راحت شنا می کنه و با جود اینکه خیلی بهم اصرار میکرد از جام تکون نمی خوردم!
جالب بود که بچه های کوچیک 4-5 ساله خیلی راحت و بیخیال بالا و پایین میپریدن و من همش پیش خودم میگفتم خوبه که نمی ترسن!
تا اینکه یه روز دیدم اینطوری نمیشه!
سعی کردم که پامو از زمین جدا کنم ولی بازم نمیشد!
تا متوجه میدشم زیر پام خالیه بدو دستمو می گرفتم به کنار استخرو پامو به زمین میرسوندم.
شنیدین میگن ترس آدم خیلی قویه؟ من واقعاً اون زمان تحت سلطه ی مطلق ترسم بودم و خودمم اینو حس می کردم.
بالاخره یه روز پامو از زمین جدا کردمو روی آب لیز خوردم.
شاید مسخره باشه اما لذت اون لحظه رو هیچوقت فراموش نمی کنم.
میله های کنار استخرو با ترسم تنها گذاشتم و روی آب سر خوردم.
تازه اون موقع بود که فهمیدم آب و شنا کردن چه لذتی داره! و فهمیدم مبارزه با ترسم باعث شد این لذتو تجربه کنم.
جالب بود خیلی سریع انواع شنا رو یاد گرفتم.
از اون وقت هر بار که میرم استخر و یکیو مثل اون موقع های خودم میبینم بهش میگفتم رها کن! ترسو رها کن و لذت این رهایی و آرامش آب رو با تمام وجودت حس کن

رو همین حساب اون وقتا که با مامانم میرفتم استخر و چیزی بلد نبودم همش یه گوشه استخر بودمو دستمو گرفته بودم به میله و الکی دست و پا میزدم!

از دیدن بقیه حسرت می خوردم اما ترسمم اجازه نمیداد پامو از کف استخر بلند کنم یا دستمو از میله ها ول کنم.
مامانمو میدیدم که چقد راحت شنا می کنه و با جود اینکه خیلی بهم اصرار میکرد از جام تکون نمی خوردم!

جالب بود که بچه های کوچیک 4-5 ساله خیلی راحت و بیخیال بالا و پایین میپریدن و من همش پیش خودم میگفتم خوبه که نمی ترسن!
تا اینکه یه روز دیدم اینطوری نمیشه!

سعی کردم که پامو از زمین جدا کنم ولی بازم نمیشد!
تا متوجه میدشم زیر پام خالیه بدو دستمو می گرفتم به کنار استخرو پامو به زمین میرسوندم.

شنیدین میگن ترس آدم خیلی قویه؟ من واقعاً اون زمان تحت سلطه ی مطلق ترسم بودم و خودمم اینو حس می کردم.

بالاخره یه روز پامو از زمین جدا کردمو روی آب لیز خوردم.
شاید مسخره باشه اما لذت اون لحظه رو هیچوقت فراموش نمی کنم.

میله های کنار استخرو با ترسم تنها گذاشتم و روی آب سر خوردم.
تازه اون موقع بود که فهمیدم آب و شنا کردن چه لذتی داره! و فهمیدم مبارزه با ترسم باعث شد این لذتو تجربه کنم.
جالب بود خیلی سریع انواع شنا رو یاد گرفتم.

از اون وقت هر بار که میرم استخر و یکیو مثل اون موقع های خودم میبینم بهش میگفتم رها کن! ترسو رها کن و لذت این رهایی و آرامش آب رو با تمام وجودت حس کن
دوشنبه 19 دی 1390
حسش نیست!
اعتراف می کنم که...
هر روز میام به وبلاگم سر میزنم ولی این روزا حسش نیست پست جدید بنویسم!
ببخشید!
هر روز میام به وبلاگم سر میزنم ولی این روزا حسش نیست پست جدید بنویسم!
ببخشید!
دوشنبه 12 دی 1390
نوشته یکی از خواننده های وبلاگم
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازهایت دیدی نگو که خدا با من قهر است.
او به تمام کاینات فرمان سکوت داده است که حرف تو را بشنوند پس حرف دلت را بگو...
او به تمام کاینات فرمان سکوت داده است که حرف تو را بشنوند پس حرف دلت را بگو...
شنبه 10 دی 1390
کاشکی...
جمعه 2 دی 1390
بازیگر خوشگل
یه بازیگر خانومی هست که خیلی خوشگله و طرفدارای زیادی هم داره.
هفته ی پیش این خانوم بازیگر رفته بود کیلینیکی که یکی از دوستام توش کار می کنه.
حالا بشمارین ببینید این خانوم برای بدست آوردن زیبایی چند تا عمل انجام داده:
1. عمل زیبایی بینی
2. لیفت صورت
3. لیپو ساکشن
4. بوتاکس
5. پروتز گونه
6. تزریق ژل توی لب
و سرانجام بعد از اینهمه عمل زیبایی که قاعدتاً هزینه های هنگفتی هم داشته، این خانوم الآن اینطوری شده!
در واقع بکش خوشگلم کن!
بعد نمی دونم چرا هیچکس نمی خواد قبول کنه که اکثریت این گروه تو جامعه ی ما زیبایی هاشون طبیعی نیست!
هفته ی پیش این خانوم بازیگر رفته بود کیلینیکی که یکی از دوستام توش کار می کنه.
حالا بشمارین ببینید این خانوم برای بدست آوردن زیبایی چند تا عمل انجام داده:

1. عمل زیبایی بینی
2. لیفت صورت
3. لیپو ساکشن
4. بوتاکس
5. پروتز گونه
6. تزریق ژل توی لب
و سرانجام بعد از اینهمه عمل زیبایی که قاعدتاً هزینه های هنگفتی هم داشته، این خانوم الآن اینطوری شده!

در واقع بکش خوشگلم کن!

بعد نمی دونم چرا هیچکس نمی خواد قبول کنه که اکثریت این گروه تو جامعه ی ما زیبایی هاشون طبیعی نیست!
سه شنبه 29 آذر 1390
!
هیچ کس برای من
تو - نمی شود..!!
هرچقدر سعی می کنم حرف بزنم تا خالی شوم..
بازهم می بینم تا - تو - شنونده ام نباشی..
حرف هایم بیشتر می شود..!
هرچقدر اشک بریزم
باز هم ...
دلم بیشتر می گیرد..!!
بی تو ...
ای پدر
تو - نمی شود..!!
هرچقدر سعی می کنم حرف بزنم تا خالی شوم..
بازهم می بینم تا - تو - شنونده ام نباشی..
حرف هایم بیشتر می شود..!
هرچقدر اشک بریزم
باز هم ...
دلم بیشتر می گیرد..!!
بی تو ...
ای پدر
دوشنبه 28 آذر 1390
دلتنگی
این روزا عجیب دلتنگم...
دلتنگی عذاب آورترین حس دنیاست!
دلتنگم..........
دلتنگ کسیکه فقط می تونم دعا کنم شب بیاد به خوابم و این عذاب رو یه کمی تسکین بده...
این روزا بغضمو قورت میدمو زیر لب میگم یه حمد می خونم با 3 تاره قل هو ا...!!!
کاشکی یه کم دلتنگیم کم شه...
کابوس شب و روزم یه تابوته که وقتی بغلش کردم درش باز شد. یه پارچه سیاه و بعد من اونقدر ترسیدم که با جیغ و داد خواستم از کنارش فرار کنم.
بغضمو قورت میدم اما اشکام سمجن...
یگانه تکیه گاه بی همتای زندگیم، بابای بی نظیرم ببخش که ترسیدم! ببخش که طاقت نیووردم ببینم اونکه جلو رومه و دیگه نفس نمی کشه بابامه....
افسوس...
روحت شاد
دلتنگی عذاب آورترین حس دنیاست!
دلتنگم..........
دلتنگ کسیکه فقط می تونم دعا کنم شب بیاد به خوابم و این عذاب رو یه کمی تسکین بده...
این روزا بغضمو قورت میدمو زیر لب میگم یه حمد می خونم با 3 تاره قل هو ا...!!!
کاشکی یه کم دلتنگیم کم شه...
کابوس شب و روزم یه تابوته که وقتی بغلش کردم درش باز شد. یه پارچه سیاه و بعد من اونقدر ترسیدم که با جیغ و داد خواستم از کنارش فرار کنم.
بغضمو قورت میدم اما اشکام سمجن...
یگانه تکیه گاه بی همتای زندگیم، بابای بی نظیرم ببخش که ترسیدم! ببخش که طاقت نیووردم ببینم اونکه جلو رومه و دیگه نفس نمی کشه بابامه....
افسوس...
روحت شاد
دوشنبه 21 آذر 1390
اشکال ماده
یه استاد داریم متخصص بیهوشیه. عمومیشو ایران گرفته و تخصصش رو انگلیس.
کلاً آدمیه که هم از نظر ظاهر هم از نظر شخصیت و منش مشخصه زیاد شبیه ما ایرانیا نیس!
تو حین درس دادنش مجبوره بخاطر ماها که زیانمون زیر خط فقره کلاس زبانم بذاره!و الحق که استاد خوبیه.
ولی گاهی وقتا یه سوالایی میپرسه که باعث میشه ما از خودمون خجالت بکشیم! از اینکه چرا جوابش نمی دونیم!!!
امروز اتفاقی سر کلاس پرسید ماده چنتا حالت داره؟
ماام زود گفتیم سه حالت: ماده جامد گاز!
استاد خنده ای کردو گفت این مال دوران دبستانتون بود الآن شما ترم آخر درستونه بازم همونو میگین؟
و ما هر کاری کردیم نگفت. گفت خودتون برین بخونین. من بگم فایده ای نداره!!!
و این باعث شد من بیام و سرچ کنم ببینم قضیه چیه؟
راستی شماام اگه نمی دونید بدونید که ماده 4 حالت داره: جامد، مایع ، گاز و پلاسما!
کلاً آدمیه که هم از نظر ظاهر هم از نظر شخصیت و منش مشخصه زیاد شبیه ما ایرانیا نیس!

تو حین درس دادنش مجبوره بخاطر ماها که زیانمون زیر خط فقره کلاس زبانم بذاره!و الحق که استاد خوبیه.

ولی گاهی وقتا یه سوالایی میپرسه که باعث میشه ما از خودمون خجالت بکشیم! از اینکه چرا جوابش نمی دونیم!!!

امروز اتفاقی سر کلاس پرسید ماده چنتا حالت داره؟
ماام زود گفتیم سه حالت: ماده جامد گاز!
استاد خنده ای کردو گفت این مال دوران دبستانتون بود الآن شما ترم آخر درستونه بازم همونو میگین؟

و ما هر کاری کردیم نگفت. گفت خودتون برین بخونین. من بگم فایده ای نداره!!!
و این باعث شد من بیام و سرچ کنم ببینم قضیه چیه؟
راستی شماام اگه نمی دونید بدونید که ماده 4 حالت داره: جامد، مایع ، گاز و پلاسما!
